حکمت 289 نهج البلاغه : الگوى کامل انسانيت

حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:


در میان متن کلمه , عبارت را جستجو کن.


تعداد بازدید این مطلب :                                 تعداد مطالب یافت شده : 1


الگوى کامل انسانيت

در گذشته برادرى دينى داشتم«» که در چشم من بزرگ مقدار بود چون دنياى حرام در چشم او بی ارزش می نمود، و از شکم بارگى دور بود، پس آنچه را نمى‏يافت آرزو نمی کرد، و آنچه را مى‏يافت زياده روى نداشت. در بيشتر عمرش ساکت بود، امّا گاهى که لب به سخن مى‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش کنندگان را فرو می نشاند. به ظاهر ناتوان و مستضعف می نمود، امّا در برخورد جدّى چونان شير پيشه می خروشيد، يا چون مار بيابانى به حرکت در مى‏آمد. تا پيش قاضى نمی رفت دليلى مطرح نمی کرد، و کسى را که عذرى داشت سرزنش نمی کرد، تا آن که عذر او را می شنيد، از درد شکوه نمی کرد، مگر پس از تندرستى و بهبودى، آنچه عمل می کرد مى‏گفت، و بدانچه عمل نمی کرد چيزى نمى‏گفت، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى‏گرفتند در سکوت مغلوب نمى‏گرديد. و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود. اگر بر سر دو راهى دو کار قرار مى‏گرفت، می انديشيد که کدام يک با خواسته نفس نزديک‏تر است با آن مخالفت می کرد، پس بر شما باد روى آوردن به اينگونه از ارزش‏هاى اخلاقى، و با يکديگر در کسب آنها رقابت کنيد، و اگر نتوانستيد، بدانيد که به دست آوردن برخى از آن ارزش‏هاى اخلاقى بهتر از رها کردن همه است.

كَانَ لِي فيَِما مَضَى أَخٌ فِي اللهِ، وَكَانَ يُعْظِمُهُ فِي عَيْنِي صِغَرُ الدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ، وَكَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَلاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ، وَكَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فإِنْ قَالَ بَذَّالْقَائِلِينَ وَنَقَعَ غَلِيلَظط السَّائِلِينَ، وَكَانَ ضَعِيفاً مُسْتَضْعَفاً! فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ غَابٍ وَصِلُّئط وَادٍ لاَ يُدْلِيبِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِياً، وَكَانَ لاَ يَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا يَجِدُ الْعُذْرَ فِي

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=289

مطالبی دیگر با همین موضوع :


روش برخورد با فتنه ‏ها

در فتنه ‏ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.

كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ، وَلاَ ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=1

شناخت ضدّ ارزش‏ها

آن که جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پست کرده، و آن که راز سختى ‏هاى خود را آشکار سازد خود را خوار کرده، و آن که زبان را بر خود حاکم کند خود را بى ‏ارزش کرده است.

أَزْرَىبِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَرَضِيَ بِالذُّلِّ مَنْ كَشَفَ ضُرَّهُ، وَهَانَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَيْهَا لِسَانَهُ

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=2

شناخت ضدّ ارزش‏ها

بخل ننگ و ترس نقصان است. و تهيدستى مرد زيرک را در برهان کند مى ‏سازد، و انسان تهيدست در شهر خويش نيز بيگانه است.

وَالْبُخْلُ عَارٌ، وَالْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَالفَقْرُ يُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ، وَالْمُقِل ُ غَرِيبٌ فِي بَلْدَتِهِ،

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=3

ارزش‏هاى اخلاقى و ضدّ ارزش‏ها

ناتوانى، آفت و شکيبايى، شجاعت و زهد ثروت و پرهيزکارى سپر نگه دارنده است: و چه همنشين خوبى است راضى بودن و خرسندى.

الْعَجْزُ آفَةٌ، وَالصَّبْرُ شَجَاعَ وَالْوَرَعُ جُنَّةٌ وَنِعْمَ الْقَرِينُ الرِّضَى،

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=4

شناخت ارزش‏هاى اخلاقى

دانش، ميراثى گرانبها، و آداب، زيورهاى هميشه تازه، و انديشه، آيينه اى شفّاف است.

الْعِلْمُ وِرَاثَه كَرِيمَةٌ، وَالاََْدَبُ حُلَلٌ مُجَدَّدَةٌ، وَالْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ،

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=5

ارزش راز دارى و خوشرويى

سينه خردمند صندوق راز اوست، و خوشرويى وسيله دوست يابى، و شکيبايى، گورستان پوشاننده عيب‏هاست. و يا فرمود: پرسش کردن وسيله پوشاندن عيب‏هاست، و انسان از خود راضى، دشمنان او فراوانند.

َصَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُكك الْمَوَدَّةِ، وَالاِْحْتِمالُقَبْرُ العُيُوبِ. الْمُسَالَمَةُ خَبْءُ الْعُيُوبِ، وَمَنْ رَضِيَ عَنْ نَفْسِهِ كَثُرَ السَّاخِطُ عَلَيْهِ،

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=6

ايثار اقتصادى و آخرت گرايى

صدقه دادن دارويى ثمر بخش است، و کردار بندگان در دنيا، فردا در پيش روى آنان جلوه ‏گر است.

الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ، وَأَعْمَالُ الْعِبَادِ فِي عَاجِلِهِمْ، نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِي آجِلِهِمْ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=7

شگفتى ‏هاى تن آدمى

از ويژگى ‏هاى انسان در شگفتى مانيد، که: با پاره اى «پى» مى ‏نگرد، و با «گوشت» سخن مى گويد، و با «استخوان» مى ‏شنود، و از «شکافى» نفس مى ‏کشد«».

اعْجَبُوا لِهذَا الاِِْنْسَانِ يَنْظُرُ بِشَحْمٍ وَيَسْمَعُ بِعَظْمٍ، وَيَتَنَفَّسُ مِنْ خَرْمٍ!!

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=8

شناخت ره ‏آورد اقبال و ادبار دنيا

چون دنيا به کسى روى آورد، نيکى ‏هاى ديگران را به او عاريت دهد، و چون از او روى برگرداند خوبى ‏هاى او را نيز بربايد.

إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى أحَدٍ أَعَارَتْهُ مَحَاسِنَ غَيْرِهِ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=9

روش زندگى با مردم

با مردم آنگونه معاشرت کنيد، که اگر مرديد بر شما اشک ريزند، و اگر زنده مانديد، با اشتياق سوى شما آيند.

خَالِطُوا النَّاسَ مُخَالَطَةً إِنْ مِتُّمْ مَعَهَا بَكَوْا عَلَيْكُمْ، وَإِنْ عِشْتُمْ حَنُّوا إِلَيْكُمْ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=10

روش برخورد با دشمن

اگر بر دشمنت دست يافتى، بخشيدن او را شکرانه پيروزى قرار ده.

إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=11

آيين دوست يابى

ناتوان‏ترين مردم کسى است که در دوست يابى ناتوان است، و از او ناتوان‏تر آن که دوستان خود را از دست بدهد.

أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اكْتِسَابِ الاِِْخْوَانِ، وَأَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُمْ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=12

روش استفاده از نعمت‏ها

چون نشانه ‏هاى نعمت پروردگار آشکار شد، با ناسپاسى نعمت‏ها را از خود دور نسازيد.

إِذَا وَصَلَتْ إِليْكُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِفَلاَ تُنْفِرُوا أَقْصَاهَابِقِلَّةِ الشُّكْرِ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=13

روش برخورد با خويشاوندان

کسى را که نزديکانش واگذارند، بيگانه او را پذيرا مى ‏گردد.

مَنْ ضَيَّعَهُ الاََْقْرَبُ أُتِيحَ لَهُالاََْبْعَدُ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=14

روش برخورد با فريب خورده‏گان

هر فريب خورده اى را نمى ‏شود سرزنش کرد.

مَا كُلُّ مَفْتُونٍيُعَاتَبُ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=15

شناخت جايگاه جبر و اختيار

کارها چنان در سيطره تقدير است که چاره انديشى به مرگ مى ‏انجامد.

تَذِلُّ الاَُْمُورُ لِلْمَقَادِيرِ، حَتَّى يَكُونَ الْحَتْفُفي التَّدْبِيرِ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=16

ضرورت رنگ کردن موها

(از امام پرسيدند که رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود: موها را رنگ کنيد، و خود را شبيه يهود نسازيد يعنى چه فرمود) پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سخن را در روزگارى فرمود که پيروان اسلام اندک بودند، امّا امروز که اسلام گسترش يافته، و نظام اسلامى استوار شده، هر کس آنچه را دوست دارد انجام دهد.

وسئل عليه السلام وعن قول النَّبيّ صلَّى اللهُ عَلَيْهِ [وَآله] وَسلّم: «غَيِّرُوا الشَّيْبَ،، وَلاَ تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ». فَ إِنَّمَا قَالَ صلى الله عليه وآله ذلِكَ وَالدِّينُ قُلٌّ فَأَمّا الاَْنَ وَقَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَضَرَبَ بِجِرَانِهِ فَامْرُؤٌ وَمَا اخْتَارَ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=17

ره آورد شوم فرار از جنگ

(در باره آنان که از جنگ کناره گرفتند) حق را خوار کرده، باطل را نيز يارى نکردند.

في الذين اعتزلوا القتال معه: خَذَلُوا الْحَقَّ، وَلَمْ يَنْصُرُوا الْبَاطِلَ.

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=18

ره آورد شوم هواپرستى

آن کس که در پى آرزوى خويش تازد، مرگ او را از پاى در آورد.

مَنْ جَرَى فِي عِنَانِأَمَلِهِ عَثَرَ بِأَجَلِهِ

http://janat1.ir/nahjolbalagheh/?id=19



.
از

معرفی نهج البلاغه


حکمت های نهج البلاغه


خطبه های نهج البلاغه


نامه های نهج البلاغه

برنامه های مجمع

تاریخ و اوقات شرعی



تقویم شیعه

حدیث روزانه

دعاى روز نوزدهم رمضان

حکمت 66 نهج البلاغه

آمار بازدید و محتویات سایت