صفحه 301 قرآن با عثمان طه ترجمه فارسی و لاتین

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :




                 

فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَاهُ آتِنَا غَدَاءنَا لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا

و هنگامى كه [از آنجا] گذشتند [موسى] به جوان خود گفت غذايمان را بياور كه راستى ما از اين سفر رنج بسيار ديديم

and when they had gone further, he said to his assisting youth; `bring us our breakfast; we are worn out from our journey. `

سوره کهف آیه 62


قَالَ أَرَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنَا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَمَا أَنسَانِيهُ إِلَّا الشَّيْطَانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَبًا

گفت ديدى وقتى به سوى آن صخره پناه جستيم من ماهى را فراموش كردم و جز شيطان [كسى] آن را از ياد من نبرد تا به يادش باشم و به طور عجيبى راه خود را در دريا پيش گرفت

he replied: `what do you think, i forgot the fish when we were resting on the rock. none but satan made me forget to mention this it made its way into the sea in a marvelous fashion. `

سوره کهف آیه 63


قَالَ ذَلِكَ مَا كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلَى آثَارِهِمَا قَصَصًا

گفت اين همان بود كه ما می جستيم پس جستجوكنان رد پاى خود را گرفتند و برگشتند

`this is what we have been seeking! ` said he, and they retraced their footsteps

سوره کهف آیه 64


فَوَجَدَا عَبْدًا مِّنْ عِبَادِنَا آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا

تا بنده اى از بندگان ما را يافتند كه از جانب خود به او رحمتى عطا كرده و از نزد خود بدو دانشى آموخته بوديم

and found one of our worshipers to whom we had given from our mercy, and to whom we had taught knowledge of ours.

سوره کهف آیه 65


قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا

موسى به او گفت آيا تو را به شرط اينكه از بينشى كه آموخته شده اى به من ياد دهى پيروى كنم

moses said to him: `may i follow you so that you can teach me of that you have learned of righteousness? `

سوره کهف آیه 66


قَالَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا

گفت تو هرگز نمی توانى همپاى من صبر كنى

`you will not bear patiently with me, ` he replied.

سوره کهف آیه 67


وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا

و چگونه می توانى بر چيزى كه به شناخت آن احاطه ندارى صبر كنى

`for how can you bear patiently with that which you have never encompassed in your knowledge? `

سوره کهف آیه 68


قَالَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا

گفت ان شاء الله مرا شكيبا خواهى يافت و در هيچ كارى تو را نافرمانى نخواهم كرد

he (moses) said: `if allah wills, you shall find me patient, i shall not disobey your order. `

سوره کهف آیه 69


قَالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا

گفت اگر مرا پيروى می كنى پس از چيزى سؤال مكن تا [خود] از آن با تو سخن آغاز كنم

he said: `if you follow me, you must not question me about anything till i myself speak to you concerning it. `

سوره کهف آیه 70


فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا رَكِبَا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَهَا قَالَ أَخَرَقْتَهَا لِتُغْرِقَ أَهْلَهَا لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا إِمْرًا

پس رهسپار گرديدند تا وقتى كه سوار كشتى شدند [وى] آن را سوراخ كرد [موسى] گفت آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينانش را غرق كنى واقعا به كار ناروايى مبادرت ورزيدى

so they departed. when they boarded a ship, he bored a hole in it. `what, have you made a hole in it, ` he said, `is it to drown its passengers? you have done a dreadful thing. `

سوره کهف آیه 71


قَالَ أَلَمْ أَقُلْ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا

گفت آيا نگفتم كه تو هرگز نمی توانى همپاى من صبر كنى

`did i not i tell you, ` he replied, `that you would not bear patiently with me? `

سوره کهف آیه 72


قَالَ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرْهِقْنِي مِنْ أَمْرِي عُسْرًا

[موسى] گفت به سبب آنچه فراموش كردم مرا مؤاخذه مكن و در كارم بر من سخت مگير

moses said: `do not blame me for what i forgot, nor press me to do something which is too difficult, `

سوره کهف آیه 73


فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا لَقِيَا غُلَامًا فَقَتَلَهُ قَالَ أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْسٍ لَّقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُّكْرًا

پس رفتند تا به نوجوانى برخوردند [بنده ما] او را كشت [موسى به او ] گفت آيا شخص بی گناهى را بدون اينكه كسى را به قتل رسانده باشد كشتى واقعا كار ناپسندى مرتكب شدى

and so they departed. thereafter they met a boy and he killed him. he (moses) exclaimed: `what, have you killed a pure soul and it was not done (in retaliation) for a soul you have done a terrible thing. `

سوره کهف آیه 74


معرفی اجمالی قرآن کریم






برنامه های مجمع

تاریخ و اوقات شرعی



تقویم شیعه

حدیث روزانه

دعاى روز دهم رمضان

حکمت 34 نهج البلاغه

آمار بازدید و محتویات سایت