حزب 61 قرآن با ترجمه فارسی و لاتین

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :




                 

قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِي صَبْرًا

گفت آيا به تو نگفتم كه هرگز نمی توانى همپاى من صبر كنى

`did i not tell you, ` he replied, `that you would not be able to bear patiently with me? `

سوره کهف آیه 75


قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَيْءٍ بَعْدَهَا فَلَا تُصَاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّي عُذْرًا

[موسى] گفت اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم ديگر با من همراهى مكن [و] از جانب من قطعا معذور خواهى بود

he (moses) said: `if i question you again do not let me be your companion; you already have enough excuse. `

سوره کهف آیه 76


فَانطَلَقَا حَتَّى إِذَا أَتَيَا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَمَا أَهْلَهَا فَأَبَوْا أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارًا يُرِيدُ أَنْ يَنقَضَّ فَأَقَامَهُ قَالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْرًا

پس رفتند تا به اهل قريه اى رسيدند از مردم آنجا خوراكى خواستند و[لى آنها] از مهمان نمودن آن دو خوددارى كردند پس در آنجا ديوارى يافتند كه می خواست فرو ريزد و [بنده ما] آن را استوار كرد [موسى] گفت اگر می خواستى [می توانستى] براى آن مزدى بگيرى

so they departed and thereafter they came to the inhabitants of a village. they asked its inhabitants for some food, but they declined to host them. there, they found a wall about to fall down whereupon his companion restored it. he (moses) said: `had you wished, you could have taken payment for that. `

سوره کهف آیه 77


قَالَ هَذَا فِرَاقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ مَا لَمْ تَسْتَطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا

گفت اين [بار ديگر وقت] جدايى ميان من و توست به زودى تو را از تاويل آنچه كه نتوانستى بر آن صبر كنى آگاه خواهم ساخت

he said: `this is the parting between me and you. but now i will tell you the interpretation of that which you could not patiently bear.

سوره کهف آیه 78


أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدتُّ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءهُم مَّلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا

اما كشتى از آن بينوايانى بود كه در دريا كار می كردند خواستم آن را معيوب كنم [چرا كه] پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى] را به زور می گرفت

as for the ship, it belonged to poor people working on the sea. i rendered it imperfect because behind them there was a king who was taking every ship by brutal force.

سوره کهف آیه 79


وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا

و اما نوجوان پدر و مادرش [هر دو] مؤمن بودند پس ترسيديم [مبادا] آن دو را به طغيان و كفر بكشد

as for the boy, his parents are believers, and we were afraid lest he should impose on them with his insolence and disbelief.

سوره کهف آیه 80


فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا

پس خواستيم كه پروردگارشان آن دو را به پاكتر و مهربانتر از او عوض دهد

it was our wish that their lord should grant them another in exchange, another better in purity and tenderness.

سوره کهف آیه 81


وَأَمَّا الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَكَانَ تَحْتَهُ كَنزٌ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحًا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغَا أَشُدَّهُمَا وَيَسْتَخْرِجَا كَنزَهُمَا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذَلِكَ تَأْوِيلُ مَا لَمْ تَسْطِع عَّلَيْهِ صَبْرًا

و اما ديوار از آن دو پسر [بچه] يتيم در آن شهر بود و زير آن گنجى متعلق به آن دو بود و پدرشان [مردى] نيكوكار بود پس پروردگار تو خواست آن دو [يتيم] به حد رشد برسند و گنجينه خود را كه رحمتى از جانب پروردگارت بود بيرون آورند و اين [كارها] را من خودسرانه انجام ندادم اين بود تاويل آنچه كه نتوانستى بر آن شكيبايى ورزى

as for the wall, it belonged to two orphan boys in the city. beneath it was (buried) a treasure which belonged to them. their father had been a righteous person and your lord willed that when they reach manhood to bring out their treasure as a mercy from your lord. what i did was not done by my own command. that is the interpretation of what you could not bear with patience. `

سوره کهف آیه 82


وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا

و از تو در باره ذوالقرنين می پرسند بگو به زودى چيزى از او براى شما خواهم خواند

they will ask you about thulkarnain (the pious and chosen). say: `i will recite to you something of his story.

سوره کهف آیه 83


إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا

ما در زمين به او امكاناتى داديم و از هر چيزى وسيله اى بدو بخشيديم

we established him in the land and gave him means to all things.

سوره کهف آیه 84


فَأَتْبَعَ سَبَبًا

تا راهى را دنبال كرد

he journeyed on a way

سوره کهف آیه 85


حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ وَوَجَدَ عِندَهَا قَوْمًا قُلْنَا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أَن تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْنًا

تا آنگاه كه به غروبگاه خورشيد رسيد به نظرش آمد كه [خورشيد] در چشمه اى گل آلود و سياه غروب می كند و نزديك آن طايفه اى را يافت فرموديم اى ذوالقرنين [اختيار با توست] يا عذاب می كنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش می گيرى

until, when he reached the setting of the sun, he found it setting in a muddy spring, and nearby he found a nation. `thulkarnain, ` we said, `you must either punish them or show them kindness. `

سوره کهف آیه 86


قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّكْرًا

گفت اما هر كه ستم ورزد عذابش خواهيم كرد سپس به سوى پروردگارش بازگردانيده می شود آنگاه او را عذابى سخت خواهد كرد

he replied: `the evildoer we shall punish. then he shall return to his lord and he will punish him with a stern punishment.

سوره کهف آیه 87


وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاء الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا

و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند پاداشى [هر چه] نيكوتر خواهد داشت و به فرمان خود او را به كارى آسان واخواهيم داشت

as for he who believes and does good works he shall receive a fine reward in recompense and we shall speak to him with a mild command. `

سوره کهف آیه 88


ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا

سپس راهى [ديگر] را دنبال كرد

then he followed the road,

سوره کهف آیه 89


حَتَّى إِذَا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهَا تَطْلُعُ عَلَى قَوْمٍ لَّمْ نَجْعَل لَّهُم مِّن دُونِهَا سِتْرًا

تا آنگاه كه به جايگاه برآمدن خورشيد رسيد [خورشيد] را [چنين] يافت كه بر قومى طلوع می كرد كه براى ايشان در برابر آن پوششى قرار نداده بوديم

until he reached the rising of the sun, he found it rising upon a nation for whom we provided no veil against it to shade them.

سوره کهف آیه 90


كَذَلِكَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَيْهِ خُبْرًا

اين چنين [می رفت] و قطعا به خبرى كه پيش او بود احاطه داشتيم

so, we encompassed in knowledge what was with him.

سوره کهف آیه 91


ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا

باز راهى را دنبال نمود

then he followed the road,

سوره کهف آیه 92


حَتَّى إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا

تا وقتى به ميان دو سد رسيد در برابر آن دو [سد] طايفه اى را يافت كه نمی توانستند هيچ زبانى را بفهمند

when he reached between the two barriers he found on one side of them a nation who could barely understand speech.

سوره کهف آیه 93


قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَى أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا

گفتند اى ذوالقرنين ياجوج و ماجوج سخت در زمين فساد می كنند آيا [ممكن است] مالى در اختيار تو قرار دهيم تا ميان ما و آنان سدى قرار دهى

`thulkarnain, ` they said, `look, gog and magog are corrupting the earth. build for us a barrier between us and them, and we will pay you a tribute. `

سوره کهف آیه 94


قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا

گفت آنچه پروردگارم به من در آن تمكن داده [از كمك مالى شما] بهتر است مرا با نيرويى [انسانى] يارى كنيد [تا] ميان شما و آنها سدى استوار قرار دهم

he replied: `that which my lord has given me is better, therefore help me with all your power, and i will build a barrier between you and between them.

سوره کهف آیه 95


آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّى إِذَا سَاوَى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّى إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا

براى من قطعات آهن بياوريد تا آنگاه كه ميان دو كوه برابر شد گفت بدميد تا وقتى كه آن [قطعات] را آتش گردانيد گفت مس گداخته برايم بياوريد تا روى آن بريزم

bring me ingots of iron. ` after he had leveled between the two cliffs, he said: `blow. ` and when he made it a fire, he said: `bring me molten copper so that i may pour over it. `

سوره کهف آیه 96


فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا

[در نتيجه اقوام وحشى] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند

thereafter they could neither scale it, nor could they pierce it.

سوره کهف آیه 97


قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاء وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاء وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا

گفت اين رحمتى از جانب پروردگار من است و[لى] چون وعده پروردگارم فرا رسد آن [سد] را درهم كوبد و وعده پروردگارم حق است

he said: `this is a mercy from my lord. but when my lord`s promise is come, he will make it dust. the promise of my lord is true. `

سوره کهف آیه 98


وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا

و در آن روز آنان را رها می كنيم تا موج آسا بعضى با برخى درآميزند و [همين كه] در صور دميده شود همه آنها را گرد خواهيم آورد

on that day, we will let them surge on one another, and the horn shall be blown, and we will gather them all together.

سوره کهف آیه 99


وَعَرَضْنَا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِّلْكَافِرِينَ عَرْضًا

و آن روز جهنم را آشكارا به كافران بنماييم

on that day we shall present gehenna (hell) to the unbelievers,

سوره کهف آیه 100


الَّذِينَ كَانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطَاء عَن ذِكْرِي وَكَانُوا لَا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعًا

[به] همان كسانى كه چشمان [بصيرت]شان از ياد من در پرده بود و توانايى شنيدن [حق] نداشتند

whose eyes were blinded to my remembrance and they were not able to hear.

سوره کهف آیه 101


أَفَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَن يَتَّخِذُوا عِبَادِي مِن دُونِي أَوْلِيَاء إِنَّا أَعْتَدْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِينَ نُزُلًا

آيا كسانى كه كفر ورزيده اند پنداشته اند كه [می توانند] به جاى من بندگانم را سرپرست بگيرند ما جهنم را آماده كرده ايم تا جايگاه پذيرايى كافران باشد

do the unbelievers think that they can take my worshipers as guides other than me? we have prepared gehenna to be the hospitality of the unbelievers.

سوره کهف آیه 102


قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمَالًا

بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم

say: `shall we tell you of those who are the greatest losers in deeds? `

سوره کهف آیه 103


الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا

[آنان] كسانی اند كه كوشش شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود می پندارند كه كار خوب انجام می دهند

(they are) those whose striving in this world go astray, while they think that what they are doing are good deeds.

سوره کهف آیه 104


أُولَئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَزْنًا

[آرى] آنان كسانی اند كه آيات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتيجه اعمالشان تباه گرديد و روز قيامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهيم نهاد

those are they who disbelieve the verses of their lord and deny that they will ever meet him their deeds have failed. on the day of resurrection, we shall not give any weight to them.

سوره کهف آیه 105


ذَلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا

اين جهنم سزاى آنان است چرا كه كافر شدند و آيات من و پيامبرانم را به ريشخند گرفتند

gehenna is their recompense; because they disbelieved and mocked my verses, and my messengers.

سوره کهف آیه 106


إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلًا

بی گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند باغهاى فردوس جايگاه پذيرايى آنان است

the hospitality of those who believe and do good works shall be the gardens of paradise

سوره کهف آیه 107


خَالِدِينَ فِيهَا لَا يَبْغُونَ عَنْهَا حِوَلًا

جاودانه در آن خواهند بود و از آنجا درخواست انتقال نمی كنند

where they will live for ever and never wish that they should be removed from it.

سوره کهف آیه 108


قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّي وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا

بگو اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد قطعا دريا پايان می يابد هر چند نظيرش را به مدد [آن] بياوريم

say: `if the sea were ink for the words of my lord, the sea would surely be spent before the words of my lord are spent, even if we brought its like for replenishment. `

سوره کهف آیه 109


قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا

بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى می شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد

say: `i am only a human like you, revealed to me is that your god is one god. let him who hopes for the encounter with his lord do good work, and not associate anyone with the worship of his lord. `

سوره کهف آیه 110


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful

سوره مریم آیه 0


كهيعص

كاف ها يا عين صاد

kaafhaya`aeensaad.

سوره مریم آیه 1


ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا

[اين] يادى از رحمت پروردگار تو [در باره] بنده اش زكرياست

a mention of the mercy of your lord to his worshiper zachariah,

سوره مریم آیه 2


إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا

آنگاه كه [زكريا] پروردگارش را آهسته ندا كرد

when he called upon his lord in secret,

سوره مریم آیه 3


قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا

گفت پروردگارا من استخوانم سست گرديده و [موى] سرم از پيرى سپيد گشته و اى پروردگار من هرگز در دعاى تو نااميد نبوده ام

saying: `o my lord, my bones are enfeebled, and my head glows silver with age. yet, never lord, have i been unblessed in prayer to you.

سوره مریم آیه 4


وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا

و من پس از خويشتن از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست پس از جانب خود ولى [و جانشينى] به من ببخش

indeed, i fear my kinsmen who will succeed me, for my wife is barren. grant me a kinsman

سوره مریم آیه 5


يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا

كه از من ارث برد و از خاندان يعقوب [نيز] ارث برد و او را اى پروردگار من پسنديده گردان

who will be my heir and an heir to the house of jacob, and make him, my lord, satisfied. `

سوره مریم آیه 6


يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا

اى زكريا ما تو را به پسرى كه نامش يحيى است مژده می دهيم كه قبلا همنامى براى او قرار نداده ايم

`o zachariah, we give you good tidings of a son, and he shall be called john (yahya); a name we have never given before. `

سوره مریم آیه 7


قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا

گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنكه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده ام

`how shall i have a son, lord, ` he asked, `when my wife is barren, and i am advanced in years? `

سوره مریم آیه 8


قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا

[فرشته] گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه اين [كار] بر من آسان است و تو را در حالى كه چيزى نبودى قبلا آفريده ام

he replied: `it shall be so; your lord says: "it is easy for me, indeed, i created you before time when you were not a thing."

سوره مریم آیه 9


قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا

گفت پروردگارا نشانه اى براى من قرار ده فرمود نشانه تو اين است كه سه شبانه [روز] با اينكه سالمى با مردم سخن نمی گويى

he (zachariah) said: `lord, make for me a sign. ` he replied: `your sign is that you shall not speak to people for three nights being without fault. `

سوره مریم آیه 10


فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا

پس از محراب بر قوم خويش درآمد و ايشان را آگاه گردانيد كه روز و شب به نيايش بپردازيد

then he came out from the sanctuary to his nation, and gestured to them to exalt (their lord) at the dawn and at the evening.

سوره مریم آیه 11


يَا يَحْيَى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا

اى يحيى كتاب [خدا] را به جد و جهد بگير و از كودكى به او نبوت داديم

(we said): `o john, hold fast to the book`, and we bestowed on him judgment while yet a child

سوره مریم آیه 12


وَحَنَانًا مِّن لَّدُنَّا وَزَكَاةً وَكَانَ تَقِيًّا

و [نيز] از جانب خود مهربانى و پاكى [به او داديم] و تقواپيشه بود

and tenderness from us and purity, and he was cautious;

سوره مریم آیه 13


وَبَرًّا بِوَالِدَيْهِ وَلَمْ يَكُن جَبَّارًا عَصِيًّا

و با پدر و مادر خود نيك رفتار بود و زورگويى نافرمان نبود

honoring his parents, being neither arrogant nor rebellious.

سوره مریم آیه 14


وَسَلَامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَيَوْمَ يَمُوتُ وَيَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا

و درود بر او روزى كه زاده شد و روزى كه می ميرد و روزى كه زنده برانگيخته می شود

peace be upon him on the day he was born and the day he dies, and on him the day when he is raised up alive.

سوره مریم آیه 15


وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا

و در اين كتاب از مريم ياد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافت

and mention in the book, mary, how she withdrew from her people to an eastern place and she took a veil apart from them;

سوره مریم آیه 16


فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِيًّا

و در برابر آنان پرده اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستاديم تا به [شكل] بشرى خوش اندام بر او نمايان شد

we sent to her our spirit (gabriel) in the resemblance of a perfect human.

سوره مریم آیه 17


قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا

[مريم] گفت اگر پرهيزگارى من از تو به خداى رحمان پناه می برم

(and when she saw him) she said: `i take refuge in the merciful from you! if you are fearful. `

سوره مریم آیه 18


قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِيًّا

گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اينكه به تو پسرى پاكيزه ببخشم

`i am the messenger of your lord, ` he replied, `and have come to give you a pure boy. `

سوره مریم آیه 19


قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا

گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسيده و بدكار نبوده ام

`how shall i bear a son, ` she answered, `when i am not touched by a human and not unchaste? `

سوره مریم آیه 20


قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِيًّا

گفت [فرمان] چنين است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه اى براى مردم و رحمتى از جانب خويش قرار دهيم و [اين] دستورى قطعى بود

"even so" he replied, "as such your lord has said: `easy it is for me. and we shall make him a sign to mankind and a mercy from us. it is a matter decreed.`"

سوره مریم آیه 21


معرفی اجمالی قرآن کریم






برنامه های مجمع

تاریخ و اوقات شرعی



تقویم شیعه

حدیث روزانه

حکمت 57 نهج البلاغه

آمار بازدید و محتویات سایت