حزب 78 قرآن با ترجمه فارسی و لاتین

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :




                 

وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ

و از پيش شير دايگان را بر او حرام گردانيده بوديم پس [خواهرش آمد و] گفت آيا شما را بر خانواده اى راهنمايى كنم كه براى شما از وى سرپرستى كنند و خيرخواه او باشند

we had forbidden to him before that he should be suckled by foster mothers, therefore she (moses` sister) said (to them): `shall i direct you to a people of a household who will take charge of him for you and advise him? `

سوره قصص آیه 12


فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

پس او را به مادرش بازگردانيديم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند كه وعده خدا درست است ولى بيشترشان نمی دانند

so, we restored him to his mother, so that she might be comforted and not sorrow, and that she might know that the promise of allah is true. yet most of them do not know.

سوره قصص آیه 13


وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ

و چون به رشد و كمال خويش رسيد به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش می دهيم

and when he was full grown, and reached the perfection of his strength, we gave him judgment and knowledge. as such we recompense the gooddoers.

سوره قصص آیه 14


وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ

و داخل شهر شد بی آنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد يافت يكى از پيروان او و ديگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پيروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او يارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت اين كار شيطان است چرا كه او دشمنى گمراه كننده [و] آشكار است

and he entered the city unnoticed by the people and found two men fighting, one was of his own party, and the other of his enemies. the one of his party appealed for his help against his enemy, moses struck and killed him, and said: `this is the work of satan, he is surely a clear, misleading enemy.

سوره قصص آیه 15


قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است

forgive me, my lord, for i have wronged myself, ` and so he forgave him; for he is indeed the forgiving, the most merciful.

سوره قصص آیه 16


قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ

[موسى] گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود

he said: `my lord as you have favored me, i will never be a helper to the wrongdoer. `

سوره قصص آیه 17


فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ

صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثه اى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى

in the morning, he was in the city, fearful and vigilant, then he whom he had helped the day before cried out to him again for help. `clearly, ` said moses, `you are quarrelsome. `

سوره قصص آیه 18


فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ

و چون خواست به سوى آنكه دشمن هر دوشان بود حمله آورد گفت اى موسى آيا می خواهى مرا بكشى چنانكه ديروز شخصى را كشتى تو می خواهى در اين سرزمين فقط زورگو باشى و نمی خواهى از اصلاحگران باشى

and when moses was about to seize he who was the enemy of both of them, he said: `moses, would you kill me as you killed a living soul yesterday? you desire only to be a tyrant in the land, and you do not want to be among the reformers! `

سوره قصص آیه 19


وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ

و از دورافتاده ترين [نقطه] شهر مردى دوان دوان آمد [و] گفت اى موسى سران قوم در باره تو مشورت می كنند تا تو را بكشند پس [از شهر] خارج شو من جدا از خيرخواهان توام

then a man came running from the furthest part of the city, `moses, ` he said, `the assembly are plotting to kill you. leave, for i am one of your sincere advisers. `

سوره قصص آیه 20


فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش

so he left, fearful and vigilant, saying: `my lord, save me from the harmdoing nation. `

سوره قصص آیه 21


وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ

و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند

and when he turned his face towards midian, he said: `it may be that my lord will guide me on the right way. `

سوره قصص آیه 22


وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب می دادند و پشت سرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور می كردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمی دهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است

when he came to the water wells of midian he found there some people drawing water, and he found two women apart from them who were keeping back (their flocks). `what is your business? ` he asked. they replied: `we cannot draw water until the shepherds have driven away (their flocks), and our father is an elderly man. `

سوره قصص آیه 23


فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم

so he drew water for them and then retired to the shade, saying: `o my lord, surely i have need of whatever good you send me. `

سوره قصص آیه 24


فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر می داشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را می طلبد تا تو را به پاداش آب دادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى

then, one of the two came to him walking shyly, and said: `my father invites you, so that he can recompense you with a wage for having drawn water for us.` so when he came to him and told him his story, (the father) said: `do not be afraid, you have been saved from the nation of harmdoers. `

سوره قصص آیه 25


قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام می كنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است

one of the two women said: `father, hire him. the best who you can hire, is the strong, the honest. `

سوره قصص آیه 26


قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

[شعيب] گفت من می خواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده می كنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشت سال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمی خواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت

he said: `i will let you marry one of these two daughters of mine on condition that you hire yourself to me for eight years. if you complete ten that is of your own accord; i shall not press you. surely, you will find me, if allah wills, among the good. `

سوره قصص آیه 27


قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ

[موسى] گفت اين [قرار داد] ميان من و تو باشد كه هر يك از دو مدت را به انجام رسانيدم بر من تعدى [روا] نباشد و خدا بر آنچه می گوييم وكيل است

`so be it between me and you, ` said moses. `whichever of the two terms i fulfill, it will be no injustice to me. allah is the guardian of what we say. `

سوره قصص آیه 28


فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ

و چون موسى آن مدت را به پايان رسانيد و همسرش را [همراه] برد آتشى را از دور در كنار طور مشاهده كرد به خانواده خود گفت [اينجا] بمانيد كه من آتشى از دور ديدم شايد خبرى از آن يا شعله اى آتش برايتان بياورم باشد كه خود را گرم كنيد

and when moses had fulfilled the term and departed with his household, he saw from far away on the side of the tor a fire. he said to his household: `stay here, for i can see a fire. perhaps i can bring you news, or a flame from the fire so that you can warm yourselves. `

سوره قصص آیه 29


فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ

پس چون به آن [آتش] رسيد از جانب راست وادى در آن جايگاه مبارك از آن درخت ندا آمد كه اى موسى منم من خداوند پروردگار جهانيان

when he came to it, he was called from the right bank in the blessed plot of the tree (he heard speech without letter or voice coming from all directions): `moses, i am allah, lord of the worlds.

سوره قصص آیه 30


وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ

و [فرمود] عصاى خود را بيفكن پس چون ديد آن مثل مارى می جنبد پشت كرد و برنگشت اى موسى پيش آى و مترس كه تو در امانى

cast down your staff. ` and when he saw his staff writhing as though it were a serpent, he turned about in retreat, and did not turn back. `o moses, approach and have no fear. you are surely safe.

سوره قصص آیه 31


اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ

دست خود را به گريبانت ببر تا سپيد بی گزند بيرون بيايد و [براى رهايى ] از اين هراس بازويت را به خويشتن بچسبان اين دو [نشانه] دو برهان از جانب پروردگار تو است [كه بايد] به سوى فرعون و سران [كشور] او [ببرى] زيرا آنان همواره قومى نافرمانند

put your hand in the neck (of your shirt), it will come out luminous, unharmed, and draw your arm to you so that you are not afraid. these are two signs from your lord to pharaoh and his assembly. surely, they were an impious nation.`

سوره قصص آیه 32


قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ

گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشته ام می ترسم مرا بكشند

`my lord, ` (said moses), `i have killed a living soul among them, and fear that they will slay me.

سوره قصص آیه 33


وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ

و برادرم هارون از من زبان آورتر است پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند زيرا می ترسم مرا تكذيب كنند

aaron my brother has a more eloquent tongue than i, (please) send him with me as a helper to confirm i speak truly, i fear that they will belie me. `

سوره قصص آیه 34


قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ

فرمود به زودى بازويت را به [وسيله] برادرت نيرومند خواهيم كرد و براى شما هر دو تسلطى قرار خواهيم داد كه با [وجود] آيات ما به شما دست نخواهند يافت شما و هر كه شما را پيروى كند چيره خواهيد بود

he said: `we will strengthen your arm with your brother, and appoint for you both an authority so that they shall not reach you. with our signs you and those who follow you shall be the victors.

سوره قصص آیه 35


فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ

پس چون موسى آيات روشن ما را براى آنان آورد گفتند اين جز سحرى ساختگى نيست و از پدران پيشين خود چنين [چيزى] نشنيده ايم

and when moses came to them with our clear signs, they said: `this is nothing but forged sorcery. we have never heard of this among our fathers, the ancients.`

سوره قصص آیه 36


وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ

و موسى گفت پروردگارم به [حال] كسى كه از جانب او رهنمودى آورده و [نيز] كسى كه فرجام [نيكوى] آن سرا براى اوست داناتر است در حقيقت ظالمان رستگار نمی شوند

moses replied: `my lord knows well who brings guidance from him and who shall possess the last residence. the harmdoers will not prosper. `

سوره قصص آیه 37


وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ

و فرعون گفت اى بزرگان قوم من جز خويشتن براى شما خدايى نمی شناسم پس اى هامان برايم بر گل آتش بيفروز و برجى [بلند] براى من بساز شايد به [حال] خداى موسى اطلاع يابم و من جدا او را از دروغگويان می پندارم

`assembly, ` said pharaoh, `i do not know that you have any god except me! ` `o haman, kindle a fire upon clay and make me a tower so that i can climb to see the god of moses, i think that he is one of the liars! `

سوره قصص آیه 38


وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ

و او و سپاهيانش در آن سرزمين به ناحق سركشى كردند و پنداشتند كه به سوى ما بازگردانيده نمی شوند

he and his hosts became wrongfully proud in the land and they thought that they would never be returned to us.

سوره قصص آیه 39


فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ

تا او و سپاهيانش را فرو گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود

therefore, we seized him and his hosts, and cast them into the sea. see how was the end of the harmdoers.

سوره قصص آیه 40


وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ

و آنان را پيشوايانى كه به سوى آتش می خوانند گردانيديم و روز رستاخيز يارى نخواهند شد

we made them leaders inviting to the fire, and on the day of resurrection they shall not be victors.

سوره قصص آیه 41


وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ

و در اين دنيا لعنتى بدرقه [نام] آنان كرديم و روز قيامت [نيز] ايشان از [جمله] زشت رويانند

in this world we laid our curse on them, and on the day of resurrection they shall be among the exiled.

سوره قصص آیه 42


وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و به راستى پس از آنكه نسلهاى نخستين را هلاك كرديم به موسى كتاب داديم كه [دربردارنده] روشنگری ها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود اميد كه آنان پند گيرند

and we gave moses the book, after we had destroyed the former generations, to be reflections for people and a guidance, and a mercy in order that they might remember.

سوره قصص آیه 43


وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ

و چون امر [پيامبرى] را به موسى واگذاشتيم تو در جانب غربى [طور] نبودى و از گواهان [نيز] نبودى

(prophet muhammad) you were not on the western side (of the mountain) when we decreed the commandment to moses, nor were you among those witnessing.

سوره قصص آیه 44


وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ

ليكن ما نسلهايى پديد آورديم و عمرشان طولانى شد و تو در ميان ساكنان [شهر] م دين مقيم نبودى تا آيات ما را بر ايشان بخوانى ليكن ما بوديم كه فرستنده [پيامبران] بوديم

we raised generations who lived long. you did not live among the people of midian, nor did you recite to them our verses; but we were sending messengers.

سوره قصص آیه 45


وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ

و آندم كه [موسى را] ندا درداديم تو در جانب طور نبودى ولى [اين اطلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو تا قومى را كه هيچ هشداردهنده اى پيش از تو برايشان نيامده است بيم دهى باشد كه آنان پندپذيرند

you were not present on the side of the tor when we called. yet as a mercy from your lord to warn a nation to whom no warner has been sent before, in order that they remember

سوره قصص آیه 46


وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

و اگر نبود كه وقتى به [سزاى] پيش فرست دستهايشان مصيبتى به ايشان برسد بگويند پروردگارا چرا فرستاده اى به سوى ما نفرستادى تا از احكام تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم [قطعا در كيفر آنان شتاب می كرديم]

and not say, when evil befalls them on account of that which their hands forwarded: `our lord, why did you not send a messenger to us so that we might follow your verses and so that we might be among the believers. `

سوره قصص آیه 47


فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ

پس چون حق از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحر با هم ساخته اند و گفتند ما همه را منكريم

so when the truth (prophet muhammad) came to them from us, they said: `why is he not given the like of that which was given to moses? ` but did they not also disbelieve in that which moses was given before! they say (about moses and aaron): `two sorcerers supporting one another! ` and they said: `we disbelieve both. `

سوره قصص آیه 48


قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

بگو پس اگر راست می گوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو هدايت كننده تر باشد تا پيرويش كنم

say: `if what you say is true, bring down from allah a book that is a better guidance than both, i will follow it! `

سوره قصص آیه 49


فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

پس اگر تو را اجابت نكردند بدان كه فقط هوسهاى خود را پيروى می كنند و كيست گمراه تر از آنكه بی راهنمايى خدا از هوسش پيروى كند بی ترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمی كند

if they do not answer you, know that they are only following their desires. and who is further astray than he who is led by his desires without guidance from allah! allah does not guide the harmdoers.

سوره قصص آیه 50


معرفی اجمالی قرآن کریم






برنامه های مجمع

تاریخ و اوقات شرعی



حدیث روزانه

دعاى روز بیست و نهم رمضان

حکمت 53 نهج البلاغه

آمار بازدید و محتویات سایت