صفحه 388 قرآن با عثمان طه ترجمه فارسی و انگلیسی

امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند :

                 

وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ

و چون رو به جانب شهر مدین آورد، با خود گفت: امید است که خدا مرا به راه‌مستقیم هدایت فرماید.

and when he turned his face towards midian, he said: `it may be that my lord will guide me on the right way. `

سوره قصص آیه 22


وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ

و چون بر سر چاه آبی حوالی شهر مدین رسید آنجا جماعتی را دید که (حشم و گوسفندانشان را) سیراب می‌کردند و دو زن را یافت که دور از مردان در کناری به جمع آوری و منع اختلاط گوسفندانشان مشغول بودند. موسی گفت: شما اینجا چه می‌کنید و کار مهمتان چیست؟آن دو زن پاسخ دادند که ما گوسفندان خود را سیراب نمی‌کنیم تا مردان گوسفندانشان را سیراب کرده باز گردند و پدر ما شیخی سالخورده و فرتوت است (و مرد دیگری نداریم، ناچار ما را به شبانی گوسفندان فرستاده است).

when he came to the water wells of midian he found there some people drawing water, and he found two women apart from them who were keeping back (their flocks). `what is your business? ` he asked. they replied: `we cannot draw water until the shepherds have driven away (their flocks), and our father is an elderly man. `

سوره قصص آیه 23


فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ

موسی گوسفندانشان را سیراب کرد و (با حالی خسته) رو به سایه درختی آورد و گفت: بار الها، من به خیری (یعنی زندگانی و قوت و غذایی) که تو (از خوان کرمت) نازل فرمایی محتاجم.

so he drew water for them and then retired to the shade, saying: `o my lord, surely i have need of whatever good you send me. `

سوره قصص آیه 24


فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ

(موسی هنوز لب از دعا نبسته بود که دید) یکی از آن دو دختر که با کمال (و قار و) حیا راه می‌رفت باز آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند تا در عوض سقایت و سیراب کردن گوسفندان ما به تو پاداشی دهد. چون موسی نزد او (یعنی شعیب پدر آن دختر) رسید و سرگذشت خود را بر او حکایت کرد (شعیب) گفت: اینک هیچ مترس که از شر قوم ستمکار نجات یافتی.

then, one of the two came to him walking shyly, and said: `my father invites you, so that he can recompense you with a wage for having drawn water for us.` so when he came to him and told him his story, (the father) said: `do not be afraid, you have been saved from the nation of harmdoers. `

سوره قصص آیه 25


قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ

یکی از آن دو دختر (صفورا) گفت: ای پدر این مرد را (که به شجاعت و امانت آراسته است) به خدمت خود اجیر کن که بهتر کسی که باید به خدمت برگزینی کسی است که توانا و امین باشد.

one of the two women said: `father, hire him. the best who you can hire, is the strong, the honest. `

سوره قصص آیه 26


قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ

شعیب (به موسی) گفت: من اراده آن دارم که یکی از این دو دخترم را به نکاح تو در آورم بر این مهر که هشت سال خدمت من کنی و اگر ده سال تمام کنی (آن دو سال) به میل و اختیار تو، و من (در این نکاح) رنج بر تو نمی‌خواهم نهاد، ان شاء اللّه مرا شخص شایسته (این خدمت) خواهی یافت.

he said: `i will let you marry one of these two daughters of mine on condition that you hire yourself to me for eight years. if you complete ten that is of your own accord; i shall not press you. surely, you will find me, if allah wills, among the good. `

سوره قصص آیه 27


قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ

موسی گفت: این عهد میان من و توست هر کدام از دو مدت را (در خدمت) به انجام رسانم بر من ستمی نباشد (و نباید باز خواست شوم) و خدا بر این قول (و عهد) ما وکیل است.

`so be it between me and you, ` said moses. `whichever of the two terms i fulfill, it will be no injustice to me. allah is the guardian of what we say. `

سوره قصص آیه 28


https://janat1.ir/quran/?page=388

سرفصل اصلی





دوشنبه, ۲۰ بهمن , ۱۴۰۴
الإثنين 20 شعبان 1447
Monday, 9 February , 2026

امام حسن مجتبي عليه السلام می فرمایند :

مردي به امام حسن - عليه السلام - گفت: من شيعه و پيرو شما هستم، امام حسن - عليهِ السَّلام - فرمود: اي بنده خدا اگر در برابر «اوامر» و «نواهي» ما مطيع باشي در ادعايت صادق هستي و اگر اين چنين نيستي با اين ادعايت بر گناهان خود افزوده اي و وقتي که در اين مرتبه قرار نداري ادعاي آن را نيز بر زبان مياور که دروغ است و بر گناهانت مي افزايد، پس نگو من شيعه شما هستم، بلكه بگو من يکي از دوستداران شمايم و با دشمنان شما دشمنم و در اين صورت به خير و نيکي خواهي بود و به سوي خير و نيکي نيز خواهي رفت.

قالَ رَجُلٌ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍ - عليهِ السَّلام - : إنَّي شِيعَتُکمْ! فقالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ - عليهِ السَّلام - : يا عَبْدَ اللهِ إنْ کنْتَ لَنا فِي أوامِرِنا وَ زَواجِرِنا مُطِيعاً فَقَدْ صَدَقْتَ وَ إنْ کنْتَ بِخِلافِ ذلِک فَلا تَزِدْ فِي ذُنُوبِک بِدَعْواک مَرْتَبَةً ... .

لئالي الاخبار، جلد 5، صفحه 157

حکمت 326 نهج البلاغه

عمرى که خدا از فرزند آدم پوزش را مى‏پذیرد شصت سال است.
نمایش متن عربی حکمت



برنامه های مجمع

آمار بازدید و محتویات