بانک اشعار دوبیتی اهل بیت علیهم السلام

برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید

داغ بر دل

جاهلان خیال بافتند

فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند

قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند

داغ بر دلت گذاشتند

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=52

اي كاش بميرم

من بودم باب هل اتي را بستند

امكان رسيدن به خدا را بستند

اي كاش بميرم كه خجالت زده ام

من بودم و دست مرتضي را بستند

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=51

طفلي كه آخر بي كفن ماند

كمي از غسل زير پيرهن ماند

كمي از خون خشك بر بدن ماند

كفن را در بغل بگرفت و بو كرد

همان طفلي كه آخر بي كفن ماند

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=50

غرقاب غمم

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست
جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست
ای مــرگ بیا! که زندگی کـردن من
بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=49

الا ای چاه

الا ای چاه ، یارم را گرفتند

گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=48

اشک علی

دیگر آن خنده‌ ی  زیبا به لب مولا نیست

همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست

قطره ی  اشک علی تا به ته چاه رسید

چاه فهمید که کسی همچو عـلـی تنها نیست

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=47

تو هم با کوفه هم دستی مدینه

نمک خوردی ولی پستی مدینه

کسی بر بــازوی زهـــرا نمی زد

اگـر دستــم نمی بستی مدینه

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=46

لعنت به عدو

لعنت به عدو که روح تقوا را کشت

ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت

باز آ و بگیــر انتقــامی سنگیــن

از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=45

عزاخانه

رفتی تو و زینبت ز غم می سوزد

آتش ز نوایش به دلم افروزد

این خانه عزاخانه شود بار دگر

هر گاه نگاه خود به در می دوزد

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=44

آفتاب را می شستند

در ظلمت شب شهاب را می شستند

آیینــه آفتــاب را می شستند

در چشمه خون چکان چشمان علی

پیمــانه نور ناب را می شستند

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=43

بین دو در

بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد

شمع می میرد و او بار دگر می سوزد

یک نفر مثل درختان سپیدار بلند

در خیالش همه شب بین دو در می سوزد 

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=42

هجوم قوم هیزم

نگاه سرد مردم بود و آتش

صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل

هجوم قوم هیزم بود و آتش

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=41

ز تربتِ او کسی نشان دارد؟

دل از غم فاطمه توان دارد ، نه

و ز تربتِ او کسی نشان دارد ، نه

آن تربتِ گمگشته به بَر ، زوّاری

جز مهدی صاحب الزمان دارد ، نه

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=40

اگر عباس بود

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که ره بستی میان کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=39

بهارم خزان شده

من با که گویم این که بهارم خزان شده

ماهـم به خــاک تیـره غربت نهـــان شده

بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست

رفت از برم به قامت همچون کمان شده

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=38

از

اشعار دو بیتی اهل بیت

پنجشنبه, ۱۱ تیر , ۱۴۰۵
الخميس 17 محرم 1448
Thursday, 2 July , 2026

امام جعفر صادق عليه السلام می فرمایند :

رسم حضرت امام صادق (علیه السلام) چنین بودکه: جز بر تربت حسین (علیه السلام) به خاک دیگرى سجده نمى‏کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏کرد.

کان الصادق (علیه السلام) لا یسجد الا على تربة الحسین (علیه السلام) تذللا لله و إسکتانة الیه.

وسائل الشیعه، جلد ۳، صفحه .۶۰۸

حکمت 104 نهج البلاغه

1- وصف زاهدان
(از نوف بکّالى«» نقل شده، که در یکى از شب‏ها، امام على علیه السّلام را دیدم براى عبادت از بستر برخاست، نگاهى به ستارگان افکند، و به من فرمود: خوابى یا بیدار گفتم: بیدارم. فرمود: اى نوف خوشا به حال آنان که از دنیاى حرام چشم پوشیدند، و دل به آخرت بستند، آنان مردم
نمایش متن عربی حکمت



برنامه های مجمع

آمار بازدید و محتویات


  • برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید
  • برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید