بانک اشعار دوبیتی اهل بیت علیهم السلام

برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید

یافاطمه ذکر لبش

آقایمان آمد عبا روی سرش بود

رنگ کبودی بر تمام پیکرش بود

در کوچه یاد ماجرای کوچه افتاد

یافاطمه یافاطمه ذکر لبش بود

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1802

خوش بحالت!

خوش بحالت! پسری مانده برایت، مولا

قوّت بال و پری مانده برایت، مولا

خوش بحال پسرت، هست سرت در بر او

خوش بحالت که سری مانده برایت مولا

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1801

لحظه ی آخر پسرت می آید

حجره بسته است برادر، چه سرت می آید

چه کسی بر بدن محتضرت می آید

خواهرت نیست اگر، مانده برایت پسری

شکر حق، لحظه ی آخر پسرت می آید

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1800

5

سرفه، نفس، سرفه، نفس!

از نفس های تو اندوه و غمت می ریزد

هر قدم، عمر تو پای قدمت می ریزد

هی نفس، سرفه، نفس، سرفه، نفس، وای چقدر

پاره پاره جگر از بازدمت می ریزد

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1799

لخته ی خون جگرت

این عبایی که کشیدی به سرت یعنی چه

این قد خم شده و مختصرت یعنی چه

کاخ مأمون چه به روز دل تو آورده

روی لب، لخته ی خون جگرت یعنی چه

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1798

مثل زهرای پیمبر

چه قدر، جان برادر به زمین می افتی

ای عزیز دل خواهر به زمین می افتی

تو علی هستی و در کوچه بسمت حجره

مثل زهرای پیمبر به زمین می افتی

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1797

خواهرش وقت عزا حقّ تقدم دارد

یک دلم رو بسوی قبله ی هشتم دارد

یک دلم میل حریم حرم قم دارد

خواستم روضه بخوانم ز برادر، دل گفت

خواهرش وقت عزا حقّ تقدم دارد

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1796

جگرم پاره شده

وای مادر مددی کن جگرم می‌سوزد

که نه تنها جگرم پا به سرم می‌سوزد

زهر اثر کرده به زانو و ستون فقرات

جگرم پاره شده تا کمرم میسوزد

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1795

تمام بسترم آتش گرفته

از داغ زهر پیکرم آتش گرفته است

گویی تمام بسترم آتش گرفته است

تر میکند لبان مرا کودکم ولی

از تشنگی، لب ترم آتش گرفته است

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1794

جگر پاره پاره سوخت

بر آه آهِ من جگر سخت خاره سوخت

بر وای وای من دل سنگ ستاره سوخت

همچمون کبوتران ز عطش بال می زنم

لب تشنه ام ،دلم ،جگر پاره پاره سوخت

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1793

أیها الغریب

خورشید سر زد از سحرت أیها الغریب

از سمت چشم های ترت أیها الغریب

تو ابر رحمتی که به هر گوشه سر زدی

باران گرفت دور و برت أیها الغریب

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1792

سینۀ سوزان و دل شعله ور

مد از راه و کشیده است عبا را به سرش

وای از سینۀ سوزان و دل شعله ورش

همچو شمعی که بسوزد ز شرر آب شود

آب کرد آتش آن زهر ز پا تا به سرش

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1791

تلـــــــخ است

هر چنـد که نـــوبرانه ها در شهــر است

جز نان و رطب ،با همه دندان قـهر است

تلـــــــخ است تعـــــــارف طعام حــکّام

این قوم انار ساوه شان هم زهـــر است

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1790

در بین زائران شما جا شود دلم 

می‌گریم آنقدر که کمی وا شود دلم

در بین زائران شما جا شود دلم 

بر بال کفتری دل خود را نوشته‌ام

باید کدام صحن تو انشا شود دلم؟

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1789

تا رضا هست

اینکه گفتی غریب ، یعنی چه؟
از وطن بی‌نصیب یعنی چه؟
دل ما خانه امام رضاست
«یا امام غریب» یعنی چه؟
تا ابد ما کبوتر حرمیم
قُمری و عندلیب یعنی چه؟
دیدم عیسی دخیل می‌بندد
عیسوی! آن صلیب یعنی چه؟
تا رضا هست ای خدا اصلاً
ذکر أمّن یجیب یعنی چه؟
کربلا هم به‌جای خود امّا
بی ‌رضا بوی سیب یعنی چه؟

محسن بلنج

https://janat1.ir/poem/id=1788

از

اشعار دو بیتی اهل بیت

شنبه, ۱۳ تیر , ۱۴۰۵
السبت 19 محرم 1448
Saturday, 4 July , 2026

رسول خدا صلي الله عليه واله می فرمایند :

حسین از من و من از حسینم. خدا دوست بدارد آن‌که حسین را دوست می‌دارد.

حُسَیْنٌ مِنّی وَأنا مِن حُسَیْنٍ، أحَبَّ اللهُ مَنْ أحَبَّ حُسَیْناً.

سنن ترمذی، جلد 5، صفحه 324

حکمت 106 نهج البلاغه

مردم براى اصلاح دنیا چیزى از دین را ترک نمى‏گویند، جز آن که خدا آنان را به چیزى زیانبارتر دچار خواهد ساخت.
نمایش متن عربی حکمت

 حركت كاروان اسيران كربلا از كوفه به طرف شام مركز خلافت يزيد(با سرهاي شهيدان)(61ق)

برنامه های مجمع

آمار بازدید و محتویات


  • برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید
  • برای درج دوبیتی های خود اینجا ضربه بزنید